|
حسن بنانج -- یادداشت هایی در مورد تبلیغات و بازاریابی
|

"نقطه عطف هنر تبلیغات در عصر کنونی این است که علاوه بر به کارگیری زبانی تاثیرگذار و خلاق در انتقال پیام، موقعیت شناس هم باشد."
رویدادی مثل المپیک که به گفته یکی از اساتید نظیر جام جهانی فوتبال، یکی از بزرگترین آئین های جمعی در جهان محسوب می شود، همیشه حواشی خود را نیز به همراه داشته است.
برگزاری این رویداد در کشوری مثل چین که به نماد نقض حقوق بشر در جهان معروف شده است، بر این حواشی افزوده و باعث شده تا یکی از جنجال برانگیزترین المپیک ها در تاریخ لقب بگیرد.
به همین دلیل این بار المپیک علاوه بر این که می تواند موقعیتی خوب برای تبلیغ محصول و خدمت قلمداد شود، این قابلیت را دارد که به مثابه فرصتی استثنایی برای تاکید بر مسائل بشری هم عمل کند. فرصتی که حتی رئیس جمهور آمریکا با وجود مخالفت های داخلی کشورش برای حضور در مراسم افتتاحیه المپیک چین، حاضر به از دست دادن آن نشد.
عفو بین الملل نمای یکی از استخرهای ورزشی در چین را به شکنجه گاه زندانیان سیاسی چین تشبیه کرده و در توضیح آن نوشته است که پس از بازی های المپیک، مبارزه علیه نقض حقوق بشر باید ادامه یابد.
این تبلیغ به نظرم خیلی پرقدرت و تاثیرگذار آمد. هوشمندی آژانسی که این عکس را طراحی کرده در موقعیت سنجی و بهره گیری از آن ستودنی است.
چند ماه پیش موضوع حضور رضازاده در یکی از آگهی های تلویزیونی مربوط به شرکت رابینسون در ایران جنجال خبری برپا کرد.
اصولا حضور چهره های سرشناس و محبوب در تبلیغات یکی از بحث های داغ در زمینه برندسازی است که گهگاه محل اختلاف شدید علمای این علم هم هست. برخی از این علما معتقدند که فقط انتخاب یک چهره ورزشی یا سینمایی مهم نیست، بلکه تاثیری که شخصیت آنها در اذهان بر شخصیت شرکت و یا محصول می گذارد هم دارای اهمیت است.
"دیوید براون"، یک شرکت تحقیق بازار در آمریکا است که دو سل پیش یک سیستم آنلاین مستقل را برای طبقه بندی چهره ها محبوب آمریکا راه اندازی کرد تا بر اساس آن توانایی هر یک از این چهره ها را در تاثیرگذاری بر بازار مورد سنجش قرار دهد.
در این سیستم به نام شاخص دیوید براون ( DBI ) 8 معیار از جمله نفوذ، توانایی ایجاد یک رویکرد جدید، جذابیت و ... در مورد هر یک از چهره ها مورد ارزیابی قرار می گیرند.
در آخرین نتایج این سیستم ارزیابی، تام هنکس، ویلی اسمیت، مایکل جوردن، مورگان فریمن و جورج کلونی در رتبه های اول تا پنجم قرار گرفتند. جالب این که باراک اوباما و جان مک کین نیز به ترتیب در مکان نهم و بیست و پنجم جای داده شده اند.
در گزارشی که نیویورک تایمز در این مورد منتشر کرده، اعتماد مردم به چهرهای محبوب آمریکا، یکی از معیارهای ضربه پذیر این چهره ها برشمرده شده است. بر اساس این گزارش بازیگران هالیوودی اکثرا جذاب و مورد وثوق هستند، اما اغلب مورد تردید مردم قرار دارند. اصل مقاله را اینجا بخوانید.
این نشان می دهد که استفاده از یک چهره برای تبلیغ یک محصول یا برند همیشه نمی تواند کارآمد باشد و ممکن است حتی به کاهش محبوبیت آن چهره هم منجر شود. در مورد مثال ایرانی این موضوع نمی دانم تا چه حد با خدشه دار شدن چهره رضازداه پس از آن تبلیغ معروف رابینسون موافق هستید.