تبليغاتX
تبلیغ از نوع بازرگانی
حسن بنانج -- یادداشت هایی در مورد تبلیغات و بازاریابی

 

در مورد مدل FCB در تبليغات چيزي شنيده ايد؟ توضيح دادنش كمي دشوار است، اما خلاصه اش اين است كه اين مدل به شما مي گويد بر اساس نوع كالايي كه داريد، چه رسانه و چه نوع تبليغي براي كمپين شما مناسب خواهد بود.

همه اين دنگ و فنگ هاي براي اين است كه تبليغات چي ها بتوانند با اثري كه خلق مي كنند، بيشترين تاثير را روي مخاطب خود بگذارند. توسل به روش هاي جور واجور تبليغاتي براي اين است كه بهترين ارتباط با مخاطب هدف برقرار شده و نان راحتر به تنور بچسبد.

ريزه كاري هاي اين كار تاحدي زياد شده كه حتي انتخاب زبان متناسب با محصولي كه قرار است تبليغ شود هم اهميت زيادي پيدا كرده است. در همين مورد تحقيقي در هند صورت گرفته كه نتايجش خيلي جالب است.

اين تحقيقي است مربوط به كشورهايي كه اكثر ساكنانش انگليسي زبان هستند و به يك زبان دوم هم تكلم مي كنند. بر اساس اين تحقيق شركت هاي تبليغاتي بايد در آگهي هاي خود براي محصولات تجملي و لوكس در اين نوع كشورها از زبان انگليسي استفاده كنند، اما براي محصولات مصرفي خانه ها بهتر است كه تركيبي از زبان محلي و انگليسي به كار گرفته شود.

مثلا در كشوري مثل هند اين شيوه مي تواند خيلي اثربخش باشد. انگليسي زباني بين المللي، امروزي و بيانگر شخصيت افراد با كلاس جامعه است و مي تواند تداعي كننده نوگرايي، تجملات، مد و ... باشد. اين در حالي است كه زبان محلي وقتي استفاده مي شود كه در كانون خانواده هستيم و احساس راحتي بيشتري مي كنيم، بنابراين به نوعي تداعي كننده روزمرگي مصرف و خودماني شدن است.

به كار گيري زبان انگليسي با مشخصاتي كه گفته شد، در كشور ما هم تقريبا همان كاربردي را دارد كه در هند داشته است، با اين تفاوت كه زبان اول ما انگليسي نيست. راستي چرا با وجود اين تفاوت و محدوديت هايي كه وزارت ارشاد در مورد استفاده از زبان دوم در آگهي ها اعمال مي كند، اين محدوديت ها جدي گرفته نمي شود؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 18:34  توسط حسن  | 

 

سبك هاي متفاوت تبليغ محيطي دو خودروساز براي معرفي جديدترين محصول را در اين دو عكس مي بينيد. هريك از روش ها در سبك خودش تلاش كرده تا به نوعي خلاقيت را به همراه داشته باشد. يكي بيلبوردي غول پيكر را خلاقيت دانسته و ديگري قراردادن ساعتي شني را وسط يك پياده رو. كداميك از اين ها شما را بيشتر به خودش جلب مي كند؟ آنكه جذابتر است، خلاقتر است؟ يا چيزي بيش از خلاقيت براي شما ملاك است؟ 

 

سيتروئن ترجيح داده است دو بيلبورد قول پيكر را در دو جاي متفاوت از شهر برلين نصب كند تا توجه عابرين را به C5 جديد جلب كند. اين دو بيلبورد روي هم رفته 6 هزار متر مربع فضا اشغال كرده اند.

 

 

 

بي ام دبيليو هم يك ساعت شني 12 متري را طراحي كرده و مدل بي ام دبيليو7 را در بخش بالايي آن جاي داده است. شن هاي ساعت هم گوي هاي نقره اي هستند كه به تدريج پائين مي ريزند و پس از چند روز بالاخره خودرو پديدار مي شود.

 

  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 18:15  توسط حسن  | 

 

یکی از سوالاتی که گاهی اوقات ذهنم را به خودش مشغول می کند، ارتباطی است که می تواند میان تبلیغات تجاری ( Advertising ) و تبلیغات سیاسی (Propaganda  ) وجود داشته باشد. از نظر من تبلیغات از نوع اول خیلی جذابیتی ندارد، اما نوع دومش با هیچان و انگیزه بیشتری همراه است. سوال این است که کدام بر دیگری ارجحیت دارد؟

مطلبی را وال استریت جورنال در مورد فردی که از دنیای تبلیغات تجاری وارد تبلیغات سیاسی شده، خواندم که به نظرم تا حدی جواب این سوال را داد.

این فرد دیویس است که مدیریت خلاقیت در برنامه های تبلیغاتی جان مک کین، نامزد 72 ساله جمهوریخواهان در انتخابات 2008 آمریکا را بر عهده دارد. او اخیرا TVC های جالبی را برای مک کین ساخته که باعث شده وضعیت نه چندان مطلوب این نامزد انتخاباتی در نظرسنجی ها نسبت به باراک اوباما از حزب دموکرات دگرگون شود.

کار دیویس در تیم تبلیغاتی مک کین زمانی آغاز شد که بعد از استقبال اروپائیان از سفر اوباما به این قاره، همه رسانه های آمریکا پر شد از تعریف و تمجیدهای این نامزد سیاه پوست. دیویس مدیریت خلاقیت برنامه های تبلیغاتی دو جمهوریخواه موفق دیگر یعنی جورج بوش و آرنولد شوارتزنگر را در کارنامه کاریش دارد. دیویس از ایده های خلاقانه در آگهی های تجاری برای تبلیغ سیاسی بهره می گیرد و شاید رمز موفقیتش همین نکته باشد.

دیویس از 19 سالگی زمانی که پدرش یک شرکت PR را برایش به ارث گذاشت و زندگی را وداع گفت، وارد دنیای تبلیغات شد. بعد به دنیای هالیوود راه یافت و حالا یکی از بهترین ها است. او معتقد است که اگر تبلیغی ساخته شود که مردم تمایلی به دیدنش نداشته باشند یا نتوانند آن را در خاطره خود حفظ کنند، پولی است که دور ریخته شده است.

نمی دانم حضور این تبلیغاتچی در ستاد انتخاباتی مک کین تا چه حد می تواند به نفع این نامزد و پیروزی وی در انتخابات آبان ماه تمام شود، اما من دوست داشتم که او در جبهه اوباما کار می کرد تا این که در جناح مخالفش شاهکار بیافریند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 15:17  توسط حسن  |