تبليغاتX
تبلیغ از نوع بازرگانی
حسن بنانج -- یادداشت هایی در مورد تبلیغات و بازاریابی
 

هزينه بالاي تبليغات تلويزيوني، داستان 70 من كاغذي است كه اگر جان همكاران تبليغاتچي وطني را چند سالي است كه به لب آورده، در آن سوي آب ها به دليل تعدد شبكه هاي تلويزيوني دهه ها است كه معضل به حساب نمي آيد. اما اين تعدد در عين حال باعث شده تا چالش هايي از جمله عدم توجه مخاطبين به تيزرها معضل جديد تبليغاتچي هاي فرنگي بشود. آنها به جاي چانه زني براي كاهش قيمت پخش آگهي در تلويزيون، دستيابي به رسانه هايي غير از تلويزيون كه توانايي بيشتري در جلب توجه مخاطبين دارند، در اولويت قرار بگيرد.

بازاريابي تجربي ( Experiential Marketing ) يكي از راه حل ها براي اين معضل است كه عجيب توجه شركت هاي تبليغاتي بين المللي را به خودش جلب كرده است.

فلسفه علميش هم خيلي ساده است و از مباحث علمي مربوط به كاركرد نيمكره مغز در ميزان به يادسپاري مسائل اتخاذ شده است.

در اين بحث نيم كره راست مسئول ترغيب افراد به تجربه كردن است. تجربه مواردي نظير آسايش، لذت و يا اجتناب از اين دو. تجربه مواردي از اين دست به جاي ترغيب انفعالي يك نوع رابطه دو سويه را ايجاد مي كند. اين نوع رابطه عنصر مهمي در ايجاد برند و حفظ آن در ذهن مشتريان محسوب مي شود. نيم كره چپ مغز هم مسئول تحريك منطق افراد است و براي برندهاي رقابتي كه تحريك احساسات در ترجيحشان تعيين كننده است، كاربرد ندارد.

يكي از نمونه هاي اخير اين نوع تبليغات مربوط است به شركت Kraft Food است. اين شركت در شهر شيكاگو چندين ايستگاه اتوبوس را به محلي براي گرم شدن در زمان خريدهاي شب كريسمس تبديل كرده است. اين شركت شهرت خوبي در ارائه غذاي گرم و حتي داغ دارد. پوسترهاي رنگارنگ كيسوك هاي ايستگاه اتوبوس هم به ايجاد ارتباط بين گرما و محصولات Kraft Food كمك شاياني مي كند.

يك نمونه ديگر از بازاريابي تجربي را هم مي توانيداينجا ببينيد كه شركت كارمينا در ميدان تايمز نيويورك آن را  به اجرا گذاشته است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 15:44  توسط حسن  | 

 

كاري جالب در يكي از پمپ بنزين هاي آمريكا.

تعدادي از اعضاي گروه سربازان قديمي  مخالف جنگ عراق ( IVAW ) حدود 4200 سرباز مينياتوري را در اطراف اين پمپ بنزين روي زمين كاشته اند و روي تابلويي كه مربوط به اين موضوع است، نوشته اند: هزينه جنگ عراق: 4171 سرباز آمريكايي.

خبر كشته شدن اين تعداد آمريكايي را از ابتداي جنگ عراق تا كنون بارها شنيده ايم. آسوشيتدپرس ماه به ماه در گزارش هايي آخرين آمار را در اين مورد با ذكر جزئيات ارائه مي دهد. اين گزارش ها حالا ديگر آن قدر تكرار شده اند كه موضوع خيلي عادي به نظر مي رسد. گويي قصد اصلي از انتشار اين گزارش ها هم همين است.

اما توجه داشته باشد كه گاهي اوقات عددها خودشان يك نوع وسيله براي تبليغ به حساب مي آيند. فقط كافي است به گونه اي كه جلب توجه مي كنند، روي آنها تاكيد شود. اعضای گروه IVAW در واقع قصد داشته است، ارزش جان سربازان آمريكايي را در مقابل نيت اصلي از جنگ عراق قرار دهد. اين نگاه باعث شده كه عدد 4 هزار از همان عدد در گزارش هاي آسوشيتدپرس بزرگ تر به نظر برسد.

 

به عكس دسته جمعي اين سربازان خلاق دقت كنيد! پر است از نشانه هاي جورواجور، عكس چه گوآرا، پرچم آمريكا و ...

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 9:5  توسط حسن  |