|
حسن بنانج -- یادداشت هایی در مورد تبلیغات و بازاریابی
|
يكي از دوستان كه هر روز با متروي تهران كرج مسافرت مي كند، به نكته جالبي در مورد فروشندگان دوره گرد در قطارهای این مترو اشاره كرد. به گفته ایشان دوره گردهای مذبور تقريبا همه نوع وسايل مورد نياز مسافرين را می فروشند. دوره گردهای خانم هم هستند که با سر و وضعی آراسته در واگن هاي مخصوص خانم ها كالاهايشان را عرضه مي كنند. اين نكته آخري من را ياد فروشندگان دوره گرد سر چهارراه ها مي ا ندازد. حتما توجه كرده ايد كه آنها معمولا سروكله زدن با رانندگان خانم و يا خودروهايي كه خانم ها در آنها حضور دارند را به رانندگان مرد که احتمالا برخورد مناسبی با آنها ندارند، ترجيح مي دهند. به همين دليل دوره گردهاي متروي تهران كرج را مي توان در واگن هاي مخصوص خانم ها مشاهده كرد.
شايد مزاحمت مسافران و تبعات آن براي مسئولان مترو هزينه غيرقابل جبرانی باشد. اما جالب است بدانيد كه اين روش فروش در بسياري از كشورهاي پيشرفته پياده مي شود (البته از راه درستش) و حتي مسئولان حمل و نقل عمومي نسبت به توسعه آن گرايش بيشتري پیدا کرده اند.
اسم این نوع فروش را گذاشته اند فروش عرشه اي ( Onboard Sales). در فروش عرشه اي انتخاب كالاي قابل عرضه بسيار مهم است و در صورت اشتباه ممكن است نتیجه ای معکوسی عایدمان شود.
خطوط هوايي آمريكا و خطوط هوايي ايرلند اين نوع فروش را در پروازهايشان آغاز كرده اند. اخيرا والت ديزني هم به فكر افتاده بليط برخي از پارك هاي تفريحي خود را به اين صورت عرضه كند.
يكي از اصلي ترين مزاياي اين نوع فروش اثربخشي آن در كسب سود و همچنين جاانداختن برند است. مسافران معمولا در زمان پرواز با هواپيما حال خوشي دارند و ترغيب هاي يك فروشنده خوش چهره يا خوش تيپ را بهتر مي پذيرند. مسافران بدخلق هم در اين مواقع خوش خلق هستند، چون چاره ديگري ندارند.
نتيجه گيري اخلاقي: يكي از كم هزينه ترين و كاربردي ترين روش هاي اشتغال زايي، به كارگيري بهينه از فرصت هاي شغلي موجود در وسايل حمل و نقل عمومي به جاي ايجاد مشاغل جديد است. بدون شک توسعه فروش عرشه اي (دوره گردي قديم از راه درست جدیدش) یکی از این فرصت ها است.
حتما قبلا شنيده ايد كه چسباندن پوستر روي پوستر تبليغاتي ديگري كاري غيرقانوني است و در برخي از كشورها اين اقدام پيگرد قانوني هم دارد. در بسياري از كشورها از جمله كشور ما اين اتفاق بيشتر در زمان تبليغات انتخاباتي مي افتد. معمولا قبل از شروع فعاليت هاي تبليغاتي نامزدها شاهد
انواع و اقسام هشدارها از سوي مراجع و يا خط نشان كشيدن ها توسط نامزدهاي انتخاباتي عليه يكديگر در اين مورد هستيم.
حالا يك گروه ضد تبليغ به نام "كمپين تبليغات عمومي" از اين روش براي مبارزه با تبليغات تجاري و بازرگاني روي بيلبوردها (البته بيلبوردهاي در دسترس) استفاده كرده است. تفاوت كار اين گروه اين است كه معمولا از طرح روي پوستر بيلبوردهاي تبليغاتي به گونه اي هنرمندانه عليه خودشان استفاده مي شود و اين پوسترها طوري پاره شده يا تغيير شكل مي يابند كه براي رهگذرها جذابيت بصيري داشته باشند و توجه آنان را به سوي خود جلب كنند. البته اين بلا معمولا سر شركت هايي مي آيد كه براي پوسترهاي تبليغاتي خود از شوراي شهر و يا شهرداري اجازه قانوني ندارند. بنابراين نمي توانند اعضاي اين گروه را به صورت قانوني مورد پيگرد قرار دهند. برخي از روزنامه نگاران به اعضاي اين گروه لقب سفيد كننده (Whitewasher) را داده اند. حالا داشته باشيد بيلبوردهايي را كه هر روز چند بار سفيد مي شوند و دوباره سیاه.
اين هم وبلاگ این گروه كه ديدنش خالي از لطف نيست. چندتا از كارهاي گروه مذکور را هم مي توايند اينجا مشاهده كنيد.
راستي قبلا هم پست مرتبطی را در مورد گروه نقطه سفيد (تقطه سفيدي كه در زمان خاموش كردن تلويزيون هاي قديمي روي صفحه آن ظاهر مي شد) و شبکه تلویزیون خاموش و سایرین گذاشتم که می توانید اینجا بخوانيد.
حاشيه: آيا اين مطلب معنايش اين است كه بنده ذاتا مخالف تبليغات تجاري هستم؟ معلوم است كه جواب به اين سوال اصلا براي شما اهميت ندارد. چون در اين مورد به خصوص متن از حاشيه مهمتر است.