|
حسن بنانج -- یادداشت هایی در مورد تبلیغات و بازاریابی
|
احتمالا آن تيزري كه شركت اوگيلوي براي محصولات لوئيس ويتون ساخته بود، يادتان هست.
در این تیزر كه چند ماه پيش در برخي از شبكه هاي اروپايي و آمريكايي پخش شد ميخائيل گورباچف، آخرين رئيس جمهوري شوروي سابق در حالی که اورکتی شیک به تن و در کنارش یکی از کیف های ساخت شرکت لوئیس ویتون قرار داشت، تصویر شده بود.
حضور گورباچف دورن یکی از لیموزین های عصر خورشچوف شوروی و در حال گذر از کنار بقایای دیوار برلین خاطره اضمحلال کمونیسم اروپا را در ذهن مخاطبین این تیزر زنده می كرد. در آن زمان اين تيزر خيلي مورد توجه قرار گرفت.
حالا تيتر صفحه اول مجله اي كه درون آن كيف قرار داشته، جنجال جديدي برپا كرده است. از قرار معلوم اين تيتر به قتل يكي از اعضاي سابق ك گ ب و از مخالفين ولاديمير پوتين، رئيس جمهور كنوني روسيه اشاره دارد. قتلي كه آقاي پوتين متهم رديف اول آن از سوي رسانه هاي غربي اعلام شده است.
جنجال جديد مبتني بر اين پيش فرض است كه سازنده تيزر از روي قصد و نيت آن مجله را با آن تيتر در كيف مذكور قرار داده و به نوعي خواسته موضوع قتل آن مامور ك گ ب را به مخاطبين يادآوري كند. سازنده تيزر و صاحب برند لوئيس ويتون هم منكر عمدي بودن اين موضوع شده اند.
حتما شما هم مي دانيد انكار چنين حسن انتخابي آن هم در زمانه اي كه در تمام فيلم ها و عكس هاي تبليغاتي تمام صحنه ها به دقت و وسواس انتخاب و ثبت مي گردد، نمي تواند با اتفاقي بودن توجيه شود.
يكي از تبليغات چي هاي معروف در مورد اين دقت مثال جالبي دارد. او مي گويد: در روزگاري كه حتي دانه هاي گنجد روي نان يك همبرگر در يك تيزر تبليغاتي را با دقت چيده اند، مگر مي شود ادعا كرد كه صحنه اي از دستمان در رفته است.
نمي دانم چرا باز اين موضوع گورباچف را مطرح كردم. شايد به خاطر اين باشد كه چند وقتي است موضوع پروپاگاندا ذهنم را به خودش مشغول كرده است. البته خواندن برخي مطالب هم بي تاثير نبوده است. استادي مي گفت كه پروپاگاندا در همه تبليغات بازرگاني امروزين حضور دارند. اما ظاهرا در مورد تيزر گورباچف اين فرضيه معكوس عمل كرده است.
يك جايي خواندم كه موضوع آن مجله داستاني است كه خود لوئيس ويتون به آن دامن زده تا بارديگر موضوع آن تيزر و نام برند خودش را در اذهان زنده كند، البته اين بار با تاثيرگذاري بيشتر. تاثيري كه احتمالا به خريد هم منجر مي شود، چون آقاي پوتين در اروپا و آمريكا كم دشمن ندارد و لوييس ويتون به نوعي مي تواند يادآور اين دشمني باشد.