|
حسن بنانج -- یادداشت هایی در مورد تبلیغات و بازاریابی
|
قرار بود یافته هایم را از فیلم وکیل مدافع شیطان بنویسم، اما فعلا بررسی فیلم بید مجنون "نمود آسان". تحلیل این فیلم و مشخص کردن آیکون ها و نماد های آن جزو تکالیف بودند که ما نوشتیم ( و ظاهرا استاد هم نخوانده اند ) و حالا برای مزید اطلاع دوستان و مراجعه کنندگان ( و صدالبته استاد درس ارتباط جمعی ) آن را روی وبلاگ می گذارم. به هر حال چه کنم که تا اطلاع ثانوی درس ارتباط جمعی در اولویت است. بالاخره ما هم دانشجو هستیم و مکلف به تقریر تکلیف. امیدوارم جناب آقای گیویان ( استادنا ) فرصت داشته باشند تا وبلاگ ها را – از جمله این وبلاگ را – تورقی بفرمایند و احتمالا نمره ای هم مرحمت.
بعد از دیدن فیلم "بید مجنون" طی یکی از جلسات کلاس، در فضای باز دانشکده به گفت و گو نشستیم. آقای گیویان معتقد بودند که این فیلم به نوعی می خواهد، سرگشتگی روشنفکر امروز ایران را به تصویر بکشد. ایشان گفتند ( نقل به مضمون ) که روشنفکران جامعه ما از نظر فیلم بید مجنون پس از بینایی در غرب و بازگشت از آن نمی توانند موفق عمل کنند. به هر حال آن چه در زیر می خوانید تحلیلی است که پیش از این جلسه، از بنده در مورد بید مجنون سر زده است:
در فیلم بید مجنون بیش از هر چیز پارادوکسی که میان بینایی و نابینایی وجود دارد، خودنمایی می کند. در این فیم تلاش شده است تا در بستر چنین پارادوکسی مفهوم عالی "ایمان" بازشناخته شود. در ابتدای داستان بازیگر اصلی فیلم خود را در بهشتی می بیند که بسیار متعالی است و اعتقاد به خدا در آن موج می زند. او برای درونیات خود ارزش زیادی قایل است و از دریچه آن حتی همسر خود را فرشته ای زمینی توصیف می کند.
همین درون نگری است که باعث می شود تا قهرمان داستان متفاوت با بسیاری از افراد جامعه به معنویات که در تدریس مثنوی مولانا و یادداشت هایش در مکالمه با معبود، بیش از همه جلوه می کند، غرق شود. با این حال یک وسوسه همیشه همراه او بوده و هست؛ وسوسه "دیدن".
بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
تا پیش از بینایی او نمی دانست که این همان میوه ممنوعه است. میوه ای که یک گاز زدن از آن هر چند کوچک – اشاره به دوران کوتاه بینایی او – کافی است تا تمام گذشته خود را فراموش کند. در این زمان است که او خود را ناگزیر از مواجه با مفهوم جدیدی از ایمان می بیند.
ایمان به تعبیر قرآن و برخلاف تظر صوفیان شرقی، تنها عقیده نیست. مفهوم متعالی ایمان زمانی چهره عمیق و تکامل بخش خود را نشان می دهد که در کنار "شک" مورد واکاوی و درک قرار گیرد. بدین ترتیب پارادوکسی دیگر در فیلم معرفی می شود که در کنار دو مفهوم متضاد بینایی و نابینایی و اشاره نمادین آنها به ایمان و شک، بیش از پیش قابل رویت و درک می شود. شاید این اشاره به همان داستان هایی باشد که شخصیت اصلی داستان، بارها در مثنوی آنها را خوانده و تدریس کرده، اما هرگز به درک عمیق شان نایل نشده است. فیل کتاب مثنوی دنیایی است که تنها برخورداری از بینایی کامل، آن را ملموس و دست یافتنی می سازد. ایمانی که با شک صیغل یافته است.
در جای جای بید مجنون تلاش شده تا با اتکا به نمادها، گره های داستان بیشتر به چشم بیاید. وجود مورچه ای که در آستانه بینایی او ظاهر می شود، نشانه چیست؟ این یک اشاره به گریزناپذیری تلاش و کوشش در دنیای پر از وسوسه و اندوه امروز و ورود به فصل جدیدی از زندگی است، یا صرفا نشانه ای از ایمان سست شخصت اصلی داستان؟